هنر رهبری در ورای اعداد
هنر رهبری در ورای اعداد
هنر رهبری در ورای اعداد
رهبری از «شرایط» شروع نمیشود؛ از نگرش آغاز میشود.
نیک ویچیچ به ما یاد میدهد که تفاوتِ انسانها را رویدادها نمیسازند، بلکه پاسخی است که به آنها میدهند.
در سازمانها هم همین فرمول حاکم است:
رویدادها + واکنش رهبر = فرهنگ تیم و نتیجه عملکرد.
مدیری که به محدودیتها خیره میشود، کارکنانش را متوقف میکند؛
اما رهبری که به توانمندیها باور دارد، حتی در سختترین شرایط، تیمی میسازد که فراتر از انتظار نتیجه میگیرد.
سرمایه انسانی با دستور رشد نمیکند؛ با باور، معنا و نگرش درست رهبر شکوفا میشود.
همه درباره «توسعه فردی» حرف میزنیم.
اما یک سؤال سختتر وجود دارد که کمتر به آن پرداخته میشود:
اگر فردی واقعاً روی مهارتهای آینده سرمایهگذاری کند؛ اما سازمان، فرهنگ و اقتصاد اطرافش آیندهای نداشته باشد،چه اتفاقی میافتد؟
امروز نمیخواهم درباره موضوعات همیشگی بنویسم. امروز لازم دیدم درباره خطری خاموش و نزدیک صحبت کنم؛ خطری که نه در کوچهپسکوچههای تاریک، که گاهی در نزدیکترین محافل دوستانه و مهمانیهای به ظاهر بیخطر، در کمین جوانان و نوجوانان ما نشسته است: سوءمصرف داروی زولپیدم یا آنچه به اصطلاح «زول پارتی» نام گرفته است.
مدیریت اختلاف تیم های فنی در هر سیستم یا سازمان