شهدای پلاسکو

یاد شهدای پلاسکو به خیر؛ خصوصاً شهید آتش نشان علی امینی. چقدر گمنام و بدون سر و صدا به مردم خدمت کردند و خوش عاقبت شدند؛ برای ما تلخ بود و هست؛ اما برای خود ایشان شهدی شیرین و مرگی با عزت؛ بهتر از بستر بیماری و هزار و یک مریضی و علیل شدن و آرزوی مرگ کردن... .
عاقبت بخیر شدن همیشه ته ماجرا معلوم می‌شود؛ یادشان گرامی باد.

حکمرانی مردم در امنیت اجتماعی و شهری

در شرایطی که نیروی انتظامی و پلیس با کمبودهای نیرو و تجهیزات در بسیاری صحنه‌ها و موقعیت‌ها روبرو هستند، باید سازوکارهایی نوین در فرآیندها و ارتباطات آحاد مردم در تعامل با نیروی پلیس و کمک به این قشر خدوم و زحمت‌کش برای ارتقای امنیت جامعه تدوین، بررسی و در نهایت اجرایی شود.

ادامه نوشته

درمان عدم شایسته سالاری در سازمان

۱. شفاف‌سازی فرآیندها:تمام فرآیندهای ارتقا، استخدام و تخصیص منابع رو شفاف و عمومی کنید تا همه بدونن تصمیم‌ها بر چه اساسی گرفته می‌شه.
۲. ایجاد معیارهای مشخص:معیارهای ارزیابی برای ارتقا یا انتخاب افراد رو از قبل تعیین کنید و اونا رو به‌وضوح به اطلاع همه برسونید.
۳. ارزیابی ۳۶۰ درجه:برای جلوگیری از سوگیری، بازخوردها رو از همه اطراف (همکاران، زیردستان و مدیران،ارباب رجوع) جمع کنید ، و بدید یک انسان بی‌طرف ترجیحاً از بیرون سازمان دیتا رو بررسی کنه.
۴. آموزش مدیران:مدیران رو برای شناسایی و جلوگیری از سوگیری‌های ناخودآگاه آموزش بدید؛ چون گاهی رابطه‌بازی از نا‌آگاهی نشأت می‌گیره.
۵. سیستم شکایت شفاف:یه راه امن برای گزارش رفتارهای تبعیض‌آمیز فراهم کنید.
۶. قدردانی از شایستگی‌ها:افرادی که واقعاً شایسته‌اند رو در حضور همه معرفی کنید و از شون تقدیر کنید.
۷. بازنگری در تصمیم‌ها:هر چند وقت یک‌بار، تصمیمات استخدامی یا ارتقا رو بررسی کنید تا مطمئن بشید که بر اساس شایستگی گرفته شدن.
۸. فرهنگ بازخورد:به کارکنان اجازه بدید در مورد فرآیندهای ارزیابی نظر بدن و مطمئن بشید که نظراتشون شنیده می‌شه.
۹. ترویج ارزش‌ها:ارزش‌های سازمانی رو به‌گونه‌ای ترویج بدید که شایسته‌سالاری تو اولویت باشه، نه فقط شعارش روی دیوارهای سازمان.
۱۰. پایبندی مدیریت ارشد:تا وقتی مدیریت ارشد خودشون به شایسته‌سالاری متعهد نباشن، هیچ تغییری ماندگار نخواهد بود. به قلم دکتر آرین خدایارخانی

انتقال پایتخت یا خبردرمانی؟

امروز به یکی گفتم: هر وقت پایتخت سیاسی ایران هم به مکران(یا هر جای دیگر از کشور عزیزمان) رفت یعنی واقعاً پایتخت جا به جا شده؛ در غیر این صورت تجربه به من می‌گوید این حرف‌ها، یا خبردرمانی هست برای ندیدن مشکلات و مسائل واقعی و یا ایده‌پردازی‌هایی که هیچ وقت تحققی نداره.

ضمن اینکه پایتخت تهران هم نباشه، باید جایی باشه که محافظت طبیعی هم داشته باشه.

همین تهران، توسط دو شمشیر البرز و زاگرس حفاظت می‌شه؛ این حرف من نیست؛ ادعای تاریخی معتبر از ایران کهن است.

پس حتی اگر انتقال پایتخت سیاسی هم قطعی شد(که بسیار بعید می‌دانم به این زودی‌ها اتفاق بیفتد!)، باز هم مسائل اصلی ما این نیست؛ حداقل برای من، چیزهای دیگر اهمیت بالاتری دارد.

انتقال پایتخت از تهران به مکران

اگر قرار باشد پایتختی ایران از تهران به مکران توسط پزشکیان رقم بخورد، اتفاقی مبارک و بسیار ارزشمند هست به نظر من؛ به دلایل متعدد که در این مختصر نمی‌‎گنجد.

قطعاً اگر این جا به جایی پایتخت صورت گیرد، می‌تواند یکی از نقاط عطف بزرگ تاریخ کشور عزیزمان باشد ان‌شالله.